یک روزگی:ناخواسته، عریان جلوی یک پرستار نامحرم ظاهر شده بودم و حتی پرستار بی حیا بدون چشم های درویش شده، مدام به پشت من می زد!
یک سالگی: در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می انداخت و هی می گفت گوگوری مگوری، یهو لباسش خیس شد!
چهارسالگی: در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم و در حالیکه او گریه می کرد، من می خندیدم! نمی دانم چرا؟!
هفت سالگی: پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی از قبیل آن مرد آمد، آن مرد با ال90 آمد را یاد گرفتم.
نه
سالگی: در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم ولی انداختم پای پسر
همسایه دیگرمان. بنده خدا سر شب یک کتک مفصل از باباش خورد تا دیگر او
باشد که شیشه همسایه را بشکند و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر
همسایه بود که الکی انداخت پای من!
دوازده سالگی: به دوره راهنمایی و
یک مدرسه جدید وارد شدم. در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده
بودم ولی ناظم آنجا کاملاً به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاظر چندین
و چند منفی انضباطی گرفتم! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان آشنا شدم،
چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم!
هجده سالگی: در این
سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی در رشته فراگیرغیرانتفاعی شبانه ی
علمی کاربردی کاردانی میخ کج کنی در دانشگاه آزاد واحد بوقمنچزآباد (البته
یکی ازشعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد!) قبول شدم.
بیست و چهار سالگی: در این سال دانشگاه آزاد به اصرار مدرک کاردانی ام را که هنوز نیمی از واحدهایش مانده بود تا پاس شود، به من داد!
بیست
و شش سالگی: رفتم زن بگیرم، گفتند باید یک شغل پردرآمد داشته باشی. رفتم
یک شغل پردآمد داشته باشم، گفتند باید سابقه کارداشته باشی. رفتم دنبال
سابقه کار که در نهایت سابقه کار به من گفت: بی خیال زن گرفتن!
سی وسه
سالگی: بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت قرارمدارهای
ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و نخیردرون و پاتخت و کنارتخت و گوشه
پایین سمت چپ تخت و... رو گذاشتیم.
چهل ویک سالگی: در این سال گل پسر
بابا که می خواست بره کلاس اول، دوتا پاش رو کرده بود توی یک کفش که لوازم
التحریر دارا و سارا میخوام. بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه. ورپریده
بیشترشو سارا برمی داشت تا دارا!
شصت وشش سالگی: تمام دندانهایم را
کشیده بودم و حالا باید دندان مصنوعی می خریدم. به علت اینکه حقوق
بازنشستگی ما اجازه خرید دندان مصنوعی صفرکیلومتر رو نمی داد، دندان
مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم رو که تازه به رحمت خدا رفته بود(!) برای
حدااکثر بیست سال اجاره کردم. معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم
مسواک نخورده ولی خوبیش این بود که حداقل شبها یک لیوان آب یخ بالای سرم
بود!
هفتاد و هشت سالگی: به علت سن بالای من و همسرم، پسرانمان ما را به خانه هایشان راه نمی دادند.
هشتاد
و پنج سالگی: بلافاصله پس از خوردن یک کله پاچه درست حسابی دندان مصنوعی
ها را به ورثه پس دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند!
نود
سالگی: همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم، زیادی حرف شده
بودند وفردای همین حرف های زیادی بود که به طور نابهنگامی خدابیامورز شدم.
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه
یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند
تیترهای روزنامه های ایران پس از پایان المپیک!!!
* مجلس تمامی ورزشکاران ایرانی را برای ادای پاره ای توضیحات به صحن علنی مجلس فراخواند!
* مانتوی رنگی هما حسینی پرچمدار تیم ورزشی ایران در مراسم افتتاحیه از مصادیق تبرج شناخته شد!
* احمدی نژاد: با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، در المپیک لندن مدال ها را درو خواهیم کرد!
* علی آبادی: حیف که دیکس! کمرم درد می کرد وگرنه خودم به جای احسان حدادی دیکس! را پرتاب می کردم!
* پالیزدار: همه چیز را افشا می کنم!
* کردان: افراد تحصیل کرده باید وارد شوند!
* سایت الف: مدارک داوران مسابقات ورزشکاران ایرانی باید بررسی شود!
* فاطمه رجبی: به خاطر این نتایج ضعیف، رفسنجانی و قالیباف باید رسماً از مردم عذرخواهی کنند!
* لاریجانی: سیاست استراتژیک ما در قِبَل ملل دُوَل متحدالممالک شرکت کننده در المپیک ، باید بصورت پارادایم دیالکتیک نامتجانس باشد!
* الهام: بیخود به من نگاه نکنید! من بی تقصیرم! استعفا هم نمی دهم!
* شریعتمداری: بحرین هم در المپیک مدال گرفت ولی ما نگرفتیم!
* کروبی: خوابم یا بیدار؟! این چه نتایجیه!
* کفاشیان: فوتبال ما حضوری امیدوارکننده در المپیک پکن داشت!
* قراخانلو: توقع مدال گرفتن در المپیک لندن از ما نداشته باشید!
* علی آبادی: همین که ورزشکاران ایرانی غیرت خودشان را نشان دادند برای ما کافی است! و این حاصل زحمات سازمان بوده است!
* صفایی فراهانی: با نتایج بدست آمده ممکن است کلا به حالت تعلیق در بیاییم!
* مایلی کهن: دایی باعث باخت سوریان شد!
* قلعه نوعی: وقتی کاظمی و طالب لو رو از ما گرفتند طبیعی هم بود این نتایج را در المپیک بگیریم!
* جعفر پناهی فیلم «ایران، افتضاح در المپیک» را به زودی کلید می زند!
پی نوشت : ميدوني فرق تو با فندق چيه؟ فندق يه مغز كوچولو داره ولي تو اونم نداري!![]()
8 دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد!!!
در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008
پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به
بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.
اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران، نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:
البته
واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت
بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك
كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي
بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير
از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران
به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:
1- بررسي هاي ما يك
واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با
يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي
توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست
هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي
قبلي را بگيريم.
نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.
2-
طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه
نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.
3-
آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر
به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه
هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.
4- همه كساني كه ما را
بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي
ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.
5- راستش
را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما
عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و
الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك
بود!
6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته
هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد
خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو
زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول
المپيك روي شاخمان است.
7- دست برخي جريانات سياسي در كار بود كه
نگذارند ما آنطور كه بايد و شايد مدال بياوريم. از جمله همانهايي كه
پارسال زمستان به تركمنستان گفتند گاز رو قطع كنيد، اين بار هم به چيني ها
گفتند مدال ندهيد. واقعا نمي دانيم اين هاشمي رفسنجاني از جان ما چه مي
خواهد؟ خاتمي هم با آن بنياد بارانش خيلي مقصر است كه ما نمي خواهيم زياد
وارد جزييات شويم. قاليباف هم كه ديگر شورش را درآورده و اصلا يكي از
عوامل اصلي شكست هاي ما در پكن همين آدم است. علي لاريجاني هم كه فقط
بگذاريد حرف هاي قلنبه سلنبه بزند. اين محمد البرادعي هم كه با آن گزارش
هاي دوپهلويش اعصاب همه را خرد كرده است. خاوير سولانا هم كه معلوم نيست
كدوم وريه؟ آخه برادر من اگر آدم بدي هستي چرا ريش مي گذاري، اگر هم آدم
خوبي هستي چرا اين همه عليه ما پرت و پلا مي گي؟ راستي داشت رحيم مشايي از
قلم مي افتاد كه با حرف هاي جنجالي اش، درست در زماني كه بچه ها داشتند به
ميدان مي رفتند، روحيه شان را تضعيف كرد والا ما كه 20-10 تا مدال رو همان
روز اولي مي توانستيم بگيريم.
8- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر
روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها
داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...
در پايان
پيشنهاد مي شود ضمن مجازات همه عوامل شكست كه در بند 7 به آنها اشاره شد،
طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را
در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر
به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي
تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني
ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد.
در ضمن در اين چند روز گذشته، به
عزيزان مسوول ورزش مملكت خيلي بدو بيراه گفته اند كه جا دارد نمايندگان
مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت بزرگ ايران از همه اين عزيزان به
ويژه از آقاي علي آبادي عذرخواهي نمايند.
پی نوشت : هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... اونم دماغته! ![]()


به به به به سلاملکم

آخیییییش
خوبین ؟ خوشین؟ عجب هواییه ها
بله خوانندگان عزیز (جو گیر نشین منظورم خواننده های وبه)
هوا گرم است و بسی سرم شلوغ
دارم ومیرمما باید مسایل جنسی را از چه كسانی یاد بگیریم ؟
از پدر و مادرمان؟
دوستانمان؟
مگر آنها چقدر در این زمینه تخصص دارند؟
مگر آنها اطلاعاتشان را در این زمینه از چه كسانی گرفتهاند؟ آیا از كسانی به جز پدر و مادرشان و یا دوستانشان؟ نه!
من
واقعا تاسف میخورم كه ما متخصصان داریم در این مملكت زندگی میكنیم،
آنوقت بسیاری از هموطنانمان نمیدانند كه این خصوصیترین و مهمترین
اطلاعات زندگی مادیشان را باید از كجا و چطور به دست بیاورند؟
تاسف میخورم كه بسیاری از هموطنانمان نمیدانند رفتار جنسی بهنجار یعنی چه؟
و افتخار میكنم كه آموزگار مسایل جنسی ام.
یادم هست كه سال ۱۳۶۲ در خصوص آموزشهای اولیه
مسایل جنسی در مسجد سخنرانی كردم. آن روز، بعضیها در اوایل صحبتم خیلی
خشمگین به من نگاه میكردند، اما در اواخر جلسه احساس كردم كه همه نگاهها
صمیمیتر و همراهتر شده و حتی در انتهای جلسه از من تشكر كردند و تشویقم
كردند كه این كار را ادامه بدهم.حقیقت این است كه حتی از نظر مذهبی هم ما
مكلفیم كه تمام تعالیم جنسی را قبل از ازدواج یاد بگیریم.
::گرمیجات؟!
خیالتان را راحت كنم: گردو، پسته،
بادام و سایر گرمیجات هیچ ارتباطی با غریزه جنسی ندارند. اگر قرار بود
تمام مسایل و مشكلات جنسی با پسته و گردو حل بشود، بنده و امثال بنده به
جای این كه ۲۷ سال مداوم درس بخوانیم و امتحان بدهیم و زحمت بكشیم،
میرفتیم مغازه گردوفروشی باز میكردیم!
خیالتان را از مسئله مهمتری
هم راحت كنم: مسئله ارتباط زناشویی، ربط چندانی به دستگاه تناسلی هم
ندارد. نظام جنسی ما توسط مركزی در مغزمان كنترل میشود و همین مركز است
كه تمام سیستمهای تناسلی را به حركت درمیآورد. محل این مركز در مغز
میانی و در سیستم لیمبیك است. لابد تجربه كردهاید كه همهمان وقتی كه
افسردهایم یا وقتی اضطراب داریم و یا وقتی كه عصبانی هستیم، دیگر میل
جنسی نداریم. چرا؟ چون فرمانِ میل و ارتباط جنسی باید از بالا صادر شود،
از مغز. و طبیعتا این فرمان در حالت افسردگی، اضطراب و عصبانیت صادر
نمیشود.
بعد از مغز، همه چیز در كنترل هورمونها و غدد
مترشحه داخلی است: هیپوفیز، هیپوتالاموس، تیرویید، آدرنال، بیضه و تخمدان.
هر كدام از اینها كه نام بردم، اگر مشكلی پیدا كنند، ما در مسایل جنسیمان
به مشكل خواهیم خورد. بعد از هورمونها، نوبت به ژنتیك میرسد. یعنی
اشكالات ژنتیكی هم میتواند منجر به اشكالات جنسی شود. آنچه بعد از ژنتیك
اهمیت دارد، سیستم خونی بدن است. اگر كمخونی داشته باشیم یا اگر دچار
تالاسمی باشیم، در روابط جنسیمان مشكل خواهیم داشت. بیماریهای عفونی مثل
سل و بیماریهایی نظیر دیابت هم میتوانند ارتباط جنسیمان را دچار اختلال
كنند.
::احساسات مثبت
برای یك ارتباط زناشویی سالم و
بهنجار، آموزش مسایل جنسی قدم اول است اما قدم دوم، داشتن احساسات و عواطف
مثبت نسبت به همسر است. باید همسرتان را صمیمانه دوست داشته باشید. معالجه
احساسات منفی البته كار آسانی نیست. من سالهاست كه مشاور ازدواجم و
گهگاه با خودم فكر میكنم كه ایكاش ما زوجهای ایرانی ۱۵ یا ۲۰ سال با
هم نامزد بمانیم و فقط یك سال ازدواج كنیم! چراكه به وفور دیدهام كه
بلافاصله پس از آن امضای كذایی، خیلی چیزها به هم میریزد. به هر حال، اگر
زن و شوهر نسبت به هم احساس مثبتی نداشته باشند در روابط زناشوییشان مشكل
خواهند داشت.
بیشتر مردان، طالب زنانی هستند كه قابلیتهایشان را
تایید كنند و قبولشان داشته باشند. توصیه من به تمام خانمها این است كه
از تایید همسرتان غافل نشوید و به قول معروف، تحویلش بگیرید. این كار برای
همسرتان هم تاثیرات مثبت جسمی در پی دارد، هم تاثیرات مثبت روحی.
::اتاق خواب
اتاق خوابی كه قرار است ارتباط
جنسی در آن صورت بگیرد، نقش مهمی در سلامت این ارتباط ایفا میكند. در
اتاق خوابی كه آدم به اضطراب میافتد، نمیشود یك ارتباط جنسی سالم و
آرامش بخش داشت. محیط مورد نظر باید از هر حیث كاملا امن باشد. اضطراب
شایعترین عاملی است كه در سیستمهای گیرنده مغزی اختلال ایجاد میكند.
نكات دیگری را هم باید در ساخت و تزیین اتاق خواب مد نظر قرار داد. از
جمله اینكه: رنگ اتاق خواب باید حتما روشن باشد، نور اتاق باید كافی
باشد، آینه باید حتما وجود داشته باشد و بهتر است كه یك موزیك ملایم و
بدون كلام هم گوشتان را نوازش بدهد چرا كه در این شرایط، مغزتان برای یك
ارتباط جنسی سالم، آمادهتر میشود.
::بدآموزیهای جنسی
آموختههای غلط و غیرعلمی
را باید از ذهنمان بیرون بریزیم. خیلی از دختران ما این حرف غلط را از
بزرگترهایشان شنیدهاند كه مردها پس از رابطه زناشویی نسبت به همسرشان سرد
میشوند یا از آنها دوری میكنند و امثال این حرفها. این مسئله، بسیار
شایع و مهم است. من دختران زیادی را ویزیت كردهام كه به خاطر همین آموزش
نادرست، هنگام اولین آمیزش جنسی با همسرشان، آنقدر خودشان را منقبض
كردهاند و به خودشان فشار آوردهاند كه دچار <واژینیسموس> شدهاند.
تصورات نادرست مردان هم در خصوص مسایل جنسی، خیلی
رایج و البته تاثیرگذار است. بسیاری از مردان انتظار دارند كه در اولین
ارتباط جنسی با همسرشان، پرده ضخیمی را به عنوان پرده بكارت به چشم
خودشان ببینند! و یا انتظار دارند كه در اولین ارتباط جنسی با همسرشان،
خونریزی شدیدی را شاهد باشند. اما حقیقت این است كه پرده بكارت درست مثل
مخاط لب، نازك و ظریف است و آن خون هم كه شنیدهاید- اگر وجود داشته باشد
- چند قطره بیشتر نیست. خلاصه این كه تصورات نادرست و آموزشهای غلط در
این خصوص فراوانند و تاثیرات ذهنی نامطلوبی به بار میآورند
:: بهداشت جنسی
زن و شوهر قبل از تماس جنسی
باید یك دوش كامل بگیرند و خودشان را خوشبو كنند. استفاده از صابون خوشبو
كننده به همین دلیل اهمیت دارد. موهای زاید تناسلی باید حتما تراشیده شود
و سیستمهای تناسلی را هم باید حتما شستشو داد، ترجیحا با ۲۰۰ سی سی آب
ولرم و یك قاشق ساولن مایع.
پس از رعایت بهداشت، نوبت به آرایش میرسد، آن هم
یك آرایش كامل. این فرهنگ، حتی از نظر علمی هم ، صحیح نیست است كه خانمها
بیرون از منزل آرایش داشته باشند اما درون منزل و در مقابل همسرشان تصور
كنند كه از این كار بینیازند.
* توصیه میكنم كه زن و شوهر، عطر و اودكلنشان را
هم زود به زود عوض كنند. اصلا خوب نیست كه آدم برای یك مدت طولانی، مثلا
سی سال، فقط از یك نوع خوشبو كننده استفاده كند. شاید همسرتان با عطر و
اودكلن تازهتان ارتباط بهتری برقرار كند. بعد از رعایت تمام این مراحل،
مغازله و معاشقه آغاز میشود.
::مراحل اولیه
معاشقه با بوسیدن شروع میشود ،
بنابراین تمیز بودن لب و دهان و دندان مهم است. قبل از معاشقه ، از
چیزهایی مثل سیگار كه نفستان را بدبو میكند ، حتما پرهیز كنید. ترجیحا
چیزهایی بخورید كه نفستان را خوشبو كند. بوسه معولا با لمس همراه است و
منظور از لمس ، تماس نرم پوست با پوست است، همان طور كه یك مادر كودكش را
نوازش میكند. لمس باید روی صورت، گردن، موها، تنه و . . . و به ملایمت
انجام بگیرد. این لمس را خانمها خیلی دوست دارند و بسیاری از خانمها هم
طی همین مرحله، ارضا میشوند. متخصصان توصیه میكنند كه شوهر از همسرش
سوال كند كه مایل است كدام قسمت از بدنش مورد لمس قرار بگیرد.
::مراحل آخر
بعد از این مقدمات، زن برای مقاربت
آمادگی كامل پیدا میكند. سیستم كلی مقاربت به شكل قطع و وصل است كه منجر
میشود انبساط عضلانی مناسبی در مجاری تناسلی خانمها به وجود بیاید.
حركات جنسی باید به شكل توامان توسط مرد و زن صورت بگیرد و هیچكدام از
طرفین هم نباید منفعلانه عمل كنند. مردان از نظر فیزیولوژیك خیلی زودتر از
زنان ارضا میشوند.
خروج ترشحات از سیستم تناسلی مرد به معنای ارضای
جنسی است اما در زنان معمولا سیستم تناسلی در طی یك تماس جنسی كاملا مرطوب
است چون غدد ویژهای، نرم و مرطوب كردن مجرا را به عهده دارند. در طی
مقاربت، از رد و بدل كردن كلمات عاشقانه و محبتآمیز هم غفلت نكنید و بعد
از آن نیز از ابراز محبت به همسرتان غافل نشوید. مبادا یكی از طرفین دچار
این توهم شود كه همسرش او را فقط برای رابطه زناشویی میخواهد و بس. این
تصور، تصور زجرآور و آزاردهندهای است
تقدیم به بهترین دوستم


اگردو جان داشتم
یکی را به تو می بخشیدم
ودیگری را برایت فدا می کردم.
If I had two lives
One I’d give you
The other I’d give up for
